چرم: مادهای که تمدن را پوشاند
این نوشته ترجمهی کامل و وفادارِ مقالهی «Leather» از ویکیپدیای انگلیسی است. بخشِ «تحلیل رزمد» در پایان، نوشتهی رزمد است و مشخصات منبع در انتهای صفحه آمده است.
چرم مادهای محکم، انعطافپذیر و بادوام است که از طریق دباغی، یا فرآوری شیمیایی پوست و هایدِ (hide) حیوانات برای جلوگیری از پوسیدگی به دست میآید. رایجترین چرمها از گاو، گوسفند، بز، اسبسانان، گاومیش، خوک و گراز، شترمرغ، و جانوران آبزی مانند فک و تمساح تهیه میشوند.
چرم را میتوان برای ساختِ انواع کالاها از جمله پوشاک، کفش، کیف دستی، مبلمان، ابزار و تجهیزات ورزشی به کار برد و دههها دوام میآورد. چرمسازی بیش از ۷٬۰۰۰ سال است که انجام میشود و امروزه چین و هند بزرگترین تولیدکنندگان چرم در جهان هستند.
منتقدانِ دباغخانهها مدعی هستند که این کارگاهها به شیوههایی ناپایدار عمل میکنند که برای مردم و محیط زیستِ اطرافشان خطرات بهداشتی ایجاد میکند.
فرآیندهای تولید
فرآیند تولید چرم به سه زیرفرآیندِ اساسی تقسیم میشود: مراحلِ آمادهسازی، دباغی، و کراستینگ (crusting). یک زیرفرآیندِ دیگر به نامِ تکمیل (finishing) میتواند به توالیِ فرآیندِ چرمسازی افزوده شود، اما همهی چرمها تکمیل نمیشوند.
مراحلِ آمادهسازی مرحلهای است که طیِ آن پوست برای دباغی آماده میشود. مراحلِ آمادهسازی ممکن است شامل خیساندن، موزدایی، آهکزنی، زدودنِ آهک، باتینگ (bating)، سفیدگری، و ترشابکاری (pickling) باشد.
دباغی فرآیندی است که پروتئینهای پوستِ خام، بهویژه کلاژن، را تثبیت میکند تا پایداریِ حرارتی، شیمیایی و میکروبیولوژیکیِ پوستها را افزایش دهد و آن را برای طیفِ گستردهای از کاربردهای نهایی مناسب سازد. تفاوتِ اساسی میانِ پوستِ خام و پوستِ دباغیشده این است که پوستِ خام در اثرِ خشک شدن به مادهای سخت و غیرانعطافپذیر تبدیل میشود که در صورتِ دوباره خیس شدن میپوسد، در حالی که پوستِ دباغیشده به شکلِ انعطافپذیر خشک میشود و پس از خیس شدنِ مجدد نمیپوسد.
روشها و موادِ دباغی بسیار متنوع هستند. در فرآیندِ معمول، دباغها پوستها را درونِ یک دستگاهِ دوار میریزند و آنها را در مخزنی که حاویِ ‘مایعِ’ دباغی است غوطهور میکنند. پوستها درحالیکه دستگاه به آرامی حول محورِ خود میچرخد خیس میخورند، و مایعِ دباغی به تدریج از تمامِ ضخامتِ پوست نفوذ میکند. هنگامی که فرآیند به نفوذِ یکنواخت دست مییابد، کارگران به آرامی pH مایع را در فرآیندی به نامِ قلیاییسازی (basification) افزایش میدهند که مادِ دباغی را به چرم تثبیت میکند. هرچه مادِ دباغیِ بیشتری تثبیت شود، پایداریِ هیدروحرارتی و مقاومتِ چرم در برابرِ جمعشدگی در دماهای بالا بیشتر خواهد بود.
کراستینگ فرآیندی است که چرم را نازکتر و روانکاری میکند. این فرآیند اغلب شامل یک عملیاتِ رنگآمیزی نیز میشود. موادِ شیمیاییِ افزودهشده در طیِ کراستینگ باید در جایِ خود تثبیت شوند. کراستینگ با یک عملیاتِ خشککردن و نرمکردن به پایان میرسد و ممکن است شامل شکافتن، تراشیدن، رنگرزی، سفیدگری یا روشهای دیگر باشد.
برای برخی چرمها، دباغها یک پوششِ سطحی به نامِ ‘تکمیل’ را روی آن اعمال میکنند. عملیاتِ تکمیل میتواند شامل روغنکاری، برسزنی، صیقلکاری (buffing)، پوششدهی، جلادادن، برجستهکاری (embossing)، لعابزنی، یا تامبلینگ (tumbling) و غیره باشد.
چرم را میتوان برای بهبودِ مقاومتِ آن در برابرِ آب روغنکاری کرد. این فرآیندِ کاری (currying) پس از دباغی، روغنهای طبیعیِ باقیمانده در خودِ چرم را که در اثرِ تماسِ مکرر با آب میتوانند شسته شوند تکمیل میکند. روغنکاریِ منظمِ چرم با روغنِ خز مینک، روغنِ نیتسفوت (neatsfoot oil)، یا موادِ مشابه، آن را نرم نگه میدارد و عمرِ مفیدش را بهطور چشمگیری افزایش میدهد.
روشهای دباغی
فرآیندهای دباغی عمدتاً از نظرِ موادِ شیمیاییِ بهکاررفته در مایعِ دباغی با هم تفاوت دارند. برخی از انواعِ رایج عبارتاند از:
- چرمِ دباغیشده با موادِ گیاهی با استفاده از تاننهای استخراجشده از مواد گیاهی، مانندِ پوستِ درخت که در آسیابهای پوستِ درخت آماده میشود، دباغی میگردد. این قدیمیترین روشِ شناختهشده است. این چرم نرم و به رنگِ قهوهایِ روشن است و رنگِ دقیقِ آن به ترکیبِ مواد و رنگِ پوست بستگی دارد. واژهی ‘تن’ (tan) نامِ خود را از ظاهرِ چرمِ گیاهیِ رنگنشده گرفته است. چرمِ دباغیشده با موادِ گیاهی در آب پایدار نیست؛ تمایل به تغییرِ رنگ دارد و اگر خیس شود و سپس خشک شود، جمع میشود و سختتر میشود که این ویژگیِ چرمِ گیاهی در کفاشیِ سنتی مورد استفاده قرار میگیرد. در آبِ داغ بهشدت جمع میشود و تا حدودی منعقد میگردد، سفت شده و سرانجام شکننده میشود. چرمِ جوشانده نمونهای از این نوع است که چرم با فرو بردن در آبِ جوش، یا موم یا موادِ مشابه سخت شده است. از نظرِ تاریخی، گاهی اوقات پس از سختشدن به عنوانِ زره به کار میرفت و همچنین برای صحافیِ کتاب نیز استفاده شده است.
- چرمِ کرومدباغی با سولفاتِ کروم و سایرِ نمکهای کروم دباغی میشود. همچنین به دلیلِ رنگِ آبیِ کمرنگِ چرمِ رنگنشده به آن ‘آبیِ خیس’ (wet blue) نیز گفته میشود. روشِ دباغیِ کروم معمولاً حدودِ یک روز طول میکشد تا تکمیل شود، که آن را برای استفادهی صنعتیِ در مقیاسِ بزرگ بسیار مناسب میسازد. این رایجترین روش در استفادهی امروزی است. این چرم نرمتر و انعطافپذیرتر از چرمِ گیاهی است و در آب به اندازهی چرمِ گیاهی دچارِ تغییرِ رنگ یا تغییرِ شکلِ شدید نمیشود. با این حال، نگرانیهای زیستمحیطی در موردِ این روشِ دباغی وجود دارد، زیرا کروم یک فلزِ سنگین است؛ در حالی که کرومِ سهظرفیتیِ بهکاررفته در دباغی بیضرر است، سایرِ محصولاتِ جانبی میتوانند حاویِ گونههای سمی باشند. این روش در نیمهی دومِ قرن نوزدهم توسعه یافت، چرا که دباغخانهها به دنبالِ راههایی برای تسریعِ فرآیند و ضدِآبتر کردنِ چرم بودند.
- چرمِ آلدهیددباغی با گلوتارالدهید یا ترکیباتِ اوکسازولیدین دباغی میشود. به دلیلِ رنگِ کرمیِ کمرنگش به آن ‘سفیدِ خیس’ (wet white) گفته میشود. این نوع اصلیِ چرمِ ‘بدونِ کروم’ است که اغلب در کفشِ نوزادان و خودروها دیده میشود. فرمالدهید در گذشته برای دباغی به کار میرفت؛ به دلیلِ خطر برای کارگران و حساسیتِ بسیاری از افراد به فرمالدهید، کنارگذاشتنِ آن در حالِ انجام است. چرمِ شامی (Chamois leather) نوعی از چرمِ آلدهیددباغی است که متخلخل و جاذبِ آبِ فوقالعادهای است. چرمِ شامی با استفاده از روغن (سنتاً روغنِ ماهیِ کاد) که اکسید میشود و آلدهیدهایی تولید میکند که چرم را دباغی میکنند، ساخته میشود.
- چرمهای دباغیشده با مغز از طریقِ فرآیندی کارمحور ساخته میشوند که از روغنهای امولسیونشده، اغلب مغزِ حیواناتی مانندِ گوزن، گاو و گاومیش استفاده میکند. چرمِ گوزنِ نر (buckskin) نمونهای از این نوع است. محصولاتِ چرمیِ ساختهشده به این روش به نرمیِ استثنایی و قابلیتِ شستشویشان شناخته میشوند.
- چرمِ زاج با استفاده از نمکهای آلومینیوم مخلوط با انواع چسبانندهها و منابع پروتئینی، مانند آرد و زردهی تخممرغ، دگرگون میشود. چرمِ زاج در واقع دباغی نمیشود؛ بلکه این فرآیند «زاجپردازی» نام دارد، و مادهٔ حاصل در صورتی که به اندازهی کافی در آب خیسانده شود تا نمکهای زاج آن زدوده شوند، دوباره به پوستِ خام تبدیل میگردد.
درجهبندیها
بهطور کلی، چرم در درجهبندیهای زیر تولید میشود:
- چرمِ رویهدار (Top-grain leather) شامل لایهی بیرونی پوست است که به «دانه» معروف است و دارای الیاف ظریفتر و متراکمتری است که به استحکام و دوام آن میانجامد. بسته به ضخامت، ممکن است بخشی از لایهی زیرینِ پُرالیافتر، موسوم به «کوریوم»، را نیز در بر گیرد. انواع چرم رویهدار عبارتاند از:
- چرمِ تمامدانه (Full-grain leather) کلِّ لایهی دانه را بدون هیچگونه برداشتن از سطح در بر میگیرد. به جای اینکه فرسوده شود، در طولِ عمرِ مفیدِ خود جلایی طبیعی (پاتینا) پیدا میکند. معمولاً بالاترین کیفیت در میان چرمها به شمار میآید. مبلمان و کفش اغلب از چرمِ تمامدانه ساخته میشوند. چرمِ تمامدانه معمولاً با رنگ آنیلینِ محلول پرداخت میشود. چرمِ روسی نوعی چرمِ تمامدانه است.
- چرمِ دانهاصلاحشده (Corrected grain leather) سطحی دارد که تحت پرداختهای تکمیلی قرار میگیرد تا ظاهری یکنواختتر ایجاد شود. این فرآیند معمولاً شامل سمبادهکشی یا صیقلزدنِ عیوب دانه، سپس رنگآمیزی و برجستهنگاری (امباس) سطح است.
- نوباک (Nubuck) چرمِ رویهداری است که طرفِ دانهٔ آن سمبادهکشی یا صیقلزده شده تا کُرکی ظریف از الیاف پروتئینیِ کوتاه ایجاد شود و سطحی شبیه به مخمل پدید آید.
- چرمِ لایهبُریشده (Split leather) از کوریومی که پس از جدا کردنِ رویهی دانه از پوست باقی میماند -که به «اسپلیتِ افتاده» معروف است- ساخته میشود. در پوستهای ضخیمتر، اسپلیتِ افتاده را میتوان به اسپلیتِ میانی و اسپلیتِ گوشتی تقسیم کرد.
- چرمِ بایکست (Bicast leather) چرمِ لایهبُریشدهای است که با یک لایهی پلیاورتان یا وینیل دارای بافتِ برجستهنگاریشده پوشانده میشود. این کار به آن ظاهرِ دانه میدهد. اندکی سفتتر از چرمِ رویهدار است اما بافتی یکنواختتر دارد.
- چرمِ پتنت (Patent leather) چرمی است که با افزودنِ یک پوشش، جلاپردازیِ براقِ بالایی یافته است. این نوع چرم که تاریخچهی آن به اواخر دههی ۱۷۰۰ بازمیگردد، پس از آنکه مخترع سِت بویدن (Seth Boyden) در سالِ ۱۸۱۸ نخستین فرآیند تولیدِ انبوه را با استفاده از لاکِ پایهی روغنِ کتان ابداع کرد، محبوبیتِ گستردهای یافت. نسخههای مدرن معمولاً نوعی چرمِ بایکست هستند.
- سوئِد (Suede) از زیرِ لایهی یک اسپلیت ساخته میشود تا پرداختی نرم و کُرکدار پدید آید. اغلب از حیواناتِ جوانتر یا کوچکتر تهیه میشود، زیرا پوستِ حیوانات بالغ معمولاً کُرکی درشت و پُرپشت به بار میآورد.
- چرمِ پیوندی (Bonded leather)، که چرمِ بازسازیشده نیز نامیده میشود، مادهای است که از خُردهچرمهای خُردشده و چسباندهشده با پلیاورتان یا لاتکس روی یک شبکهی الیافی ساخته میشود. مقدار الیافِ چرم در این مخلوط از ۱۰٪ تا ۹۰٪ متغیر است و بر ویژگیهای محصول تأثیر میگذارد.
اصطلاحِ «چرمِ اصل» (genuine leather) درجهی مشخصی را توصیف نمیکند. این اصطلاح اغلب به چرمِ لایهبُریشدهای اشاره دارد که فرآوری گستردهای روی آن انجام شده، و برخی منابع آن را هممعنی با چرمِ بایکست میدانند، یا چرمی که از چند لایه که به هم چسبانده و روکشزده شدهاند ساخته میشود. در برخی کشورها، هنگامی که این اصطلاح روی برچسبِ محصول درج میشود، تنها به معنای «حاوی چرم» است؛ بسته به حوزهی قضایی، مقررات استفاده از این اصطلاح را در برچسبگذاری محصولات محدود میکنند.
حیواناتِ مورد استفاده

«Imaginary Portrait» — تصویر: Pater, Walter [author] — مالکیتِ عمومی — ویکیمدیا کامنز
امروزه بیشترِ چرم از پوستِ گاو تهیه میشود که حدودِ ۶۵٪ از کلِّ چرمِ تولیدشده را تشکیل میدهد. سایر حیواناتِ مورد استفاده شامل گوسفند (حدودِ ۱۳٪)، بز (حدودِ ۱۱٪) و خوک (حدودِ ۱۰٪) میشوند. به دست آوردنِ ارقامِ دقیق از سراسرِ جهان دشوار است، بهویژه در مناطقی که ممکن است پوستِ حیوان خورده شود. تفاوتهای منطقهای قابلِ توجهی در تولیدِ چرم وجود دارد: برای نمونه، چرمِ بز تاریخاً به دلیلِ ارتباطش با خاورِ میانه «ترکیه» یا «مراکش» نامیده میشد، در حالی که پوستِ خوک تاریخاً بیشترین کاربرد را در آلمان داشت. سایر حیواناتی که در زیر به آنها اشاره میشود تنها کسری از یک درصدِ کلِّ تولیدِ چرم را تشکیل میدهند.
پوستِ اسب برای ساختِ چرمهایی با دوامِ ویژه به کار میرود. کوردوانِ شِل (Shell cordovan) چرمِ اسبی است که نه از لایهی بیرونیِ پوست، بلکه از یک لایهی زیرین تهیه میشود که تنها در گونههای اسبسانان یافت میشود و «شِل» نامیده میشود. این چرم به دلیلِ پرداختِ آیینهمانند و خاصیتِ ضدِّ چروکشدگیاش ارزشمند است.
پوستِ بره و آهو برای ساختِ چرمِ نرم در پوشاکِ گرانقیمتتر به کار میرود. پوستِ آهو بهطور گسترده در دستکشهای کاری و کفشِ داخلِ خانه استفاده میشود.
پوستِ خزندگان، مانند آلیگاتور، کروکودیل و مار، به دلیلِ الگوهای متمایزی که فلسهای گونهی آنها را بازتاب میدهند شناختهشدهاند. این ویژگی موجب شده که این گونهها تا حدی برای پوستشان شکار و پرورش داده شوند. تِگو (Tegu) سیاهوسفیدِ آرژانتینی یکی از بیشترینگونههای خزندهی موردِ استثمار در تجارتِ چرمِ جهان است. با این حال، این گونه در معرضِ خطرِ انقراض نیست و هرچند تحتِ نظارت است، تجارتِ آن در اکثرِ کشورهای آمریکای جنوبی قانونی است.
چرمِ کانگورو برای ساختِ اقلامی که باید محکم و انعطافپذیر باشند استفاده میشود. این چرم متداولترین موادِ مورد استفاده در ساختِ تازیانه (bullwhip) است. برخی موتورسواران چرمِ کانگورو را برای لباسِ موتورسواری ترجیح میدهند، زیرا سبکِ وزن و در برابرِ سایش مقاوم است. چرمِ کانگورو همچنین در ساختِ لوازمِ شاهینبازی، کفشِ فوتبال (مانند آدیداس کوپا موندیال (Adidas Copa Mundial)) و کیسههای سرعتِ بوکس به کار میرود.

««PhoneCases»» — تصویر: Claudio Ammon — CC BY-SA 3.0 — ویکیمدیا کامنز
هرچند شترمرغها در ابتدا در قرنِ نوزدهم برای پرهایشان پرورش مییافتند، اکنون هم برای گوشت و هم برای چرم محبوبیتِ بیشتری دارند. چرمِ شترمرغ به دلیلِ فولیکولهای بزرگِ محلِ رشدِ پرها، ظاهری مشخص شبیه به «پوستِ مرغ» دارد. فرآیندهای مختلف، پرداختهای گوناگونی برای کاربردهای متعدد از جمله روکشِ مبلمان، کفش، محصولاتِ خودرو، لوازمِ جانبی و پوشاک پدید میآورند.
در تایلند، چرمِ سفرهماهی (stingray) در ساختِ کیفپول و کمربند به کار میرود. این چرم سخت و بادوام است. چرم اغلب به رنگِ سیاه رنگآمیزی میشود و روی آن برجستگیهای کوچکِ گِردی به شکلِ طبیعیِ پشتِ حیوان ایجاد میگردد. سپس این برجستگیها معمولاً به رنگِ سفید رنگآمیزی میشوند تا تزئین برجستهتر به نظر برسد. پوستِ خامِ سفرهماهی همچنین بهعنوانِ دستگیره در شمشیرهای چینی، شمشیرهای اسکاتلندیِ دارای محافظِ سبدیشکل، و کاتاناهای (katana) ژاپنی استفاده میشود. چرمِ سفرهماهی همچنین در نواحی با سایشِ زیاد در لباسهای مسابقاتِ موتورسواری به کار میرود (بهویژه در دستکشها، که مقاومتِ بالای آن در برابرِ سایش در صورتِ بروزِ تصادف از سوراخشدگی جلوگیری میکند).
در ضخامتِ یکسان، چرمِ ماهی معمولاً به دلیلِ الیافِ متقاطعش بسیار محکمتر است.
اثرِ زیستمحیطی
چرم اثراتِ زیستمحیطیِ قابلِ توجهی ایجاد میکند که مهمترینِ آنها عبارتاند از:
- ردپای کربنِ پرورشِ گاو (نگاه کنید به اثرِ زیستمحیطیِ تولیدِ گوشت)
- استفاده از مواد شیمیایی در فرآیندِ دباغی (مانندِ کروم، استرهای فتالات، صابونهای نونیلفنل اتوکسیلات، پنتاکلروفنل و حلالها)
- آلودگیِ هوا ناشی از فرآیندِ تبدیل (هیدروژنِ سولفوره در اثرِ اختلاط با اسیدها تشکیل میشود و آمونیاک در حینِ آهکزداییِ معکوس آزاد میگردد، بهاضافهی بخارِ حلالها)
ردپای کربن
برآوردهای ردپای کربنِ چرمِ گاوی از ۶۵ تا ۱۵۰ کیلوگرم معادلِ CO2 به ازای هر مترمربعِ تولید متغیر است.
ردپای آب
یک تُنِ پوستِ خام یا پوستِ دباغینشده معمولاً ۲۰ تا ۸۰ مترمکعب پسابِ آب تولید میکند که شاملِ سطحِ کرومِ ۱۰۰ تا ۴۰۰ میلیگرم در لیتر، سطحِ سولفیدِ ۲۰۰ تا ۸۰۰ میلیگرم در لیتر، سطحِ بالای چربی و دیگر زبالههای جامد، و آلودگیِ قابلِ توجهِ پاتوژنی میشود. تولیدکنندگان اغلب آفتکشهایی برای محافظت از پوستها در حینِ حملونقل اضافه میکنند. با توجه به اینکه پسماندِ جامد تا ۷۰٪ وزنِ تَرِ پوستهای اولیه را تشکیل میدهد، فرآیندِ دباغی فشارِ قابلِ توجهی بر تأسیساتِ تصفیهی آب وارد میآورد.
دفع
چرم ۲۵ تا ۴۰ سال طول میکشد تا تجزیه شود. این مدت بسیار طولانیتر از پوشاکِ پنبهای است که در حدودِ ۶ ماه تجزیه میشود، اما بسیار کوتاهتر از پلاستیکهایی است که صدها سال یا بیشتر طول میکشد تا تجزیه شوند.
دفعِ پسماندِ شیمیایی
دباغی بهویژه در کشورهایی که مقرراتِ زیستمحیطی سهلگیرانه است، مانندِ هند که سومین تولیدکننده و صادرکنندهی بزرگِ چرمِ جهان است، بسیار آلاینده است. بهعنوانِ نمونهای از یک سیستمِ کارآمدِ پیشگیری از آلودگی، بارِ کرومی به ازای هر تُنِ تولیدی معمولاً از ۸ کیلوگرم به ۱٫۵ کیلوگرم کاهش مییابد. میزانِ انتشارِ ترکیباتِ آلیِ فرّار (VOC) نیز در یک تأسیساتِ مدیریتشدهی مناسب معمولاً از ۳۰ کیلوگرم در تُن به ۲ کیلوگرم در تُن کاهش مییابد. مروری بر کاهشِ کلیِ بارِ آلودگیِ قابلِ دستیابی که سازمانِ توسعهی صنعتیِ ملل متحد (United Nations Industrial Development Organization) منتشر کرده، دادههای دقیقی دربارهی میزانِ کاهشِ آلودگی از طریقِ روشهای صنعتیِ اثباتشدهی کمضایعات ارائه میدهد و در عینِ حال یادآور میشود: ‘اگرچه با معرفیِ فناوریهای پیشرفته میتوان بارِ آلودگیِ کروم را به میزانِ ۹۴٪ کاهش داد، حداقلِ بارِ باقیمانده، یعنی ۰٫۱۵ کیلوگرم در تُنِ پوستِ خام، همچنان میتواند به دلیلِ مقرراتِ جاری در برخی کشورها در استفاده از زبالهدانها و کمپوستِ لجنِ حاصل از تصفیهی پساب دردسرساز باشد.’
در کانپور (Kanpur)، که خود را ‘شهرِ چرمِ جهان’ مینامد—با ۱۰٬۰۰۰ دباغخانه تا سالِ ۲۰۱۱ و جمعیتی سهمیلیونی در کنارِ رودِ گنگ—سطحِ آلودگی بهقدری بالا بود که با وجودِ بحرانِ صنعتی، هیئتِ کنترلِ آلودگی تصمیم گرفت ۴۹ دباغخانهی پُرآلاینده از ۴۰۴ دباغخانه را در ژوئیهی ۲۰۰۹ تعطیل کند. برای نمونه، در ۲۰۰۳، واحدِ دفعِ پسابِ دباغخانههای اصلی روزانه ۲۲ تُن زبالهی جامدِ حاوی کروم را بهصورتِ آزاد تخلیه میکرد.
در محلهی هزاریباغ (Hazaribagh) در داکا (Dhaka)ی بنگلادش، مواد شیمیایی از دباغخانهها به رودخانهی اصلیِ داکا میریزند. علاوه بر آسیبِ زیستمحیطی، سلامتِ کارگرانِ محلیِ کارخانه و مصرفکنندهی نهایی نیز تحتِ تأثیرِ منفی قرار میگیرد. پس از حدودِ ۱۵ سال نادیدهگرفتنِ احکامِ دادگاهِ عالی، دولت در آخرِ هفتهی ۸ آوریلِ ۲۰۱۷ بیش از ۱۰۰ دباغخانه را در این محله تعطیل کرد.
هزینهی بالاتری که تصفیهی پساب نسبت به تخلیهی بیرویهی آن دارد، به دفعِ غیرقانونی برای صرفهجویی در هزینهها منجر میشود. برای نمونه، در کرواسی در ۲۰۰۱، هزینهی مناسبِ کنترلِ آلودگی به ازای هر تُنِ پوستِ خامِ فرآوریشده، ۷۰ تا ۱۰۰ دلارِ آمریکا بود، در مقابلِ ۴۳ دلار در تُن برای رفتارِ غیرمسئولانه. در نوامبرِ ۲۰۰۹، یکی از شرکتهای اصلیِ تولیدِ چرمِ اوگاندا دستگیر شد که مستقیماً پسابِ خود را در تالابی مجاورِ دریاچهی ویکتوریا (Lake Victoria) تخلیه میکرد.
نقشِ آنزیمها
آنزیمهایی مانندِ پروتئازها، لیپازها و آمیلازها نقشِ مهمی در عملیاتِ خیساندن، موزدایی، چربیزدایی و نرمکردنِ پوست در فرآیندِ تولیدِ چرم دارند. پروتئازها رایجترین آنزیمهای مورداستفاده در تولیدِ چرم هستند. آنزیم نباید کلاژن یا کراتین را آسیب برساند یا حل کند، بلکه باید کازئین، الاستین، آلبومین، پروتئینهای شبیهِ گلوبولین و پروتئینهای غیرساختاریای را که برای ساختِ چرم ضروری نیستند هیدرولیز کند. این فرآیند ‘بیتینگ’ (bating) نامیده میشود.
لیپازها در عملیاتِ چربیزدایی برای هیدرولیزِ ذراتِ چربیِ جاسازیشده در پوست استفاده میشوند.
آمیلازها برای نرمکردنِ پوست، نمایانِ ساختنِ بافتِ دانهای و بخشیدنِ استحکام و انعطافپذیری به پوست به کار میروند. این آنزیمها بهندرت استفاده میشوند.
نگهداری و مراقبت
الیافِ طبیعیِ چرم با گذشتِ زمان تجزیه میشوند. چرمهای اسیدی بهویژه در معرضِ پوسیدگیِ قرمز قرار دارند که موجبِ پودرشدنِ سطح و تغییرِ قوام میشود. آسیبِ ناشی از پوسیدگیِ قرمز با دماهای بالا و رطوبتِ نسبیِ زیاد تشدید میگردد. اگرچه این فرآیند از نظرِ شیمیایی برگشتناپذیر است، درمانها میتوانند مقاومتِ دستی را افزایش داده و از متلاشیشدنِ چرمِ دچارِ پوسیدگیِ قرمز جلوگیری کنند.
قرار گرفتن در معرض رطوبت نسبی پایین (زیر ۴۰٪) برای مدت طولانی میتواند چرم را دچار خشکیدگی کند و ساختار الیافی آن را به شکلی غیرقابل بازگشت تغییر دهد. آسیب شیمیایی نیز میتواند در اثر قرار گرفتن در معرض عوامل محیطی رخ دهد، از جمله نور ماوراءبنفش، ازون، اسید ناشی از آلایندههای گوگردی و نیتروژنی موجود در هوا، یا از طریق واکنش شیمیایی پس از هرگونه عملآوری با پیه یا ترکیبات روغنی. هم اکسیداسیون و هم آسیب شیمیایی در دماهای بالاتر سریعتر رخ میدهند.
روشهای معدودی برای نگهداری و تمیز کردن صحیح اجناس چرمی وجود دارد، مانند استفاده از پارچهی مرطوب و پرهیز از بهکار بردن پارچهی خیس یا خیساندن چرم در آب. روشهای مختلف مراقبتی مانند نرمکنندهها نیز در دسترس هستند. صابون زین (Saddle soap) برای تمیز کردن، مراقبت و نرم کردن چرم به کار میرود. کفشهای چرمی به طور گسترده با واکس کفش مراقبت میشوند.
پوشاک چرمی مدرن
به دلیل مقاومت بالای چرم در برابر سایش و باد، این ماده در مشاغل سخت کاربرد یافت. تصویر ماندگار گاوچران با ساقپوشهای چرمی جای خود را به خلبانانی داد که ژاکت و کلاه چرمی میپوشیدند. با اختراع موتورسیکلت، برخی رانندگان برای محافظت در برابر ساییدگی ناشی از افتادن و وزش باد، ژاکتهای چرمی سنگین به تن میکردند؛ برخی نیز ساقپوش یا شلوار کامل چرمی برای محافظت از نیمهی پایین بدن میپوشند.
انعطافپذیری چرم اجازه میدهد که آن را به شکل توپ و تجهیزات محافظ درآورند. در نتیجه، بسیاری از ورزشها از تجهیزات ساختهشده از چرم استفاده میکنند، مانند دستکشهای بیسبال و توپی که در کریکت و فوتبال آمریکایی به کار میرود.
فتیشیسم چرم (Leather fetishism) نامی است که به طور رایج برای توصیف جذابیت فتیشیستی نسبت به افرادی که لباس چرمی میپوشند، یا در موارد خاص نسبت به خود لباسها، استفاده میشود.
بسیاری از گروههای راک (بهویژه گروههای هوی متال و پانک در دهههای ۱۹۷۰ و ۸۰) به خاطر پوشیدن لباسهای چرمی شناخته شدهاند. گروههای متال افراطی (بهخصوص گروههای بلک متال) و گروههای گاث راک پوشاک چرمی مشکی گستردهای دارند. چرم در سه دههی اخیر در جامعهی پانک کمتر رایج شده است، زیرا پانکهایی که از حقوق حیوانات حمایت میکنند با استفاده از چرم مخالفند.
بسیاری از خودروها و کامیونها با صندلیهای چرمی یا ‘چرمنما’ به عنوان امکانات اختیاری یا استاندارد عرضه میشوند.
حساسیتهای دینی
در کشورهایی که جمعیت قابل توجهی از پیروان ادیانی دارند که محدودیتهایی در انتخاب مواد اعمال میکنند، فروشندگان معمولاً منشأ چرم بهکاررفته در محصولاتشان را مشخص میکنند. چنین برچسبگذاریای به رعایت دستورات دینی کمک میکند؛ به طوری که مثلاً یک مسلمان به طور ناخواسته پوست خوک نخرد یا یک هندو بتواند از پوست گاو اجتناب کند. این محرمات تقاضا برای چرمهای خنثی از نظر دینی، مانند شترمرغ و آهو، را افزایش میدهند.
آیین جین (Jainism) استفاده از چرم را ممنوع میداند، زیرا با کشتن حیوانات به دست میآید، و یهودیت پوشیدن کفش چرمی را در روز کیپور (Yom Kippur)، تیشا بآو (Tisha B’Av) و در دورهی عزاداری ممنوع میکند.
جایگزینها
انواع بسیاری از چرم مصنوعی توسعه یافتهاند که معمولاً شامل پوششهای پلیاورتان یا وینیل اعمالشده بر روی یک زیرلایهی پارچهای هستند. نامها و برندهای فراوانی برای این چرمهای مصنوعی وجود دارد، از جمله ‘پلدر’ (pleather) که ترکیبی از ‘پلاستیک’ و ‘چرم’ است، و نام تجاری نوگاهاید (Naugahyde).
جایگزین دیگر چرم کشتشده (cultured leather) است که در آزمایشگاه با روشهای کشت سلولی، مواد قارچی و منسوجات بر پایهی ژلاتین ساختهشده از بازیافت ضایعات صنعت گوشت تولید میشود. چرم ساختهشده از قارچ یا مواد قارچی به طور کامل تجزیهپذیر است.
تحلیل رزمد: چرم از دباغخانه تا کمد لباس
چرم یکی از قدیمیترین مواد دستساز بشر است؛ بیش از هفت هزار سال پیشینه دارد و هنوز در صدر مواد تولیدی جهان قرار میگیرد. این ماده از پوست حیوانات گوناگون، با روشهای شیمیایی متفاوت، به محصولی بادوام، انعطافپذیر و کاربردی تبدیل میشود. آنچه چرم را از سایر مواد متمایز میکند این است که در صورت نگهداری درست، نه تنها فرسوده نمیشود بلکه پتینهای زیبا پیدا میکند.
فرآیند تولید چرم به سه مرحلهی اصلی تقسیم میشود: مراحل آمادهسازی، دباغی و کراستینگ. در کنار اینها، روش دباغی نقش تعیینکنندهای در ویژگیهای نهایی محصول دارد. دباغی گیاهی قدیمیترین روش شناختهشده است و چرمی سبک و منعطف تولید میکند، اما دباغی با کروم سولفات که در اواخر قرن نوزدهم توسعه یافت، امروز رایجترین روش صنعتی است. هر روش مزایا و معایب زیستمحیطی و کیفی خاص خود را دارد که خریدار آگاه باید از آنها باخبر باشد.
جنبهی زیستمحیطی چرم یکی از چالشبرانگیزترین بخشهای این صنعت است. برآوردها نشان میدهد تولید هر مترمربع چرم گاوی بین ۶۵ تا ۱۵۰ کیلوگرم معادل CO2 ردپای کربنی ایجاد میکند و هر تن پوست خام به طور معمول ۲۰ تا ۸۰ مترمکعب پساب آلوده تولید میکند. این واقعیتها، در کنار جایگزینهای نوظهوری مانند چرم آزمایشگاهی یا چرم قارچپایه، تصویر کاملتری از آیندهی این صنعت به دست میدهند.
نکتههای کلیدی
- چرمسازی بیش از ۷۰۰۰ سال قدمت دارد و امروز چین و هند بزرگترین تولیدکنندگان آن هستند.
- حدود ۶۵٪ چرم جهان از پوست گاو، ۱۳٪ از گوسفند و ۱۱٪ از بز تهیه میشود.
- دباغی گیاهی قدیمیترین روش است؛ دباغی کرومی رایجترین روش صنعتی مدرن و دباغی آلدهیدی اصلیترین گزینهی فاقد کروم.
- چرم تمامدانه (full-grain) بالاترین کیفیت را دارد و به جای فرسایش، پتینه میگیرد؛ اصطلاح ‘genuine leather’ درجهی کیفی مشخصی را توصیف نمیکند و در برخی موارد صرفاً به معنای «حاوی چرم» است.
- چرم ۲۵ تا ۴۰ سال طول میکشد تا تجزیه شود؛ طولانیتر از پنبه اما کوتاهتر از پلاستیک.
- آسیبهای زیستمحیطی دباغخانهها در کشورهایی با مقررات ضعیفتر بسیار جدی است.
- جایگزینهای نوین مانند چرم قارچپایه کاملاً زیستتجزیهپذیرند.
این دانستهها به چه کارِ شما میآید؟
وقتی برچسب محصولی ‘genuine leather’ دارد، بدانید این اصطلاح هیچ استانداردِ کیفی مشخصی را تضمین نمیکند و ممکن است صرفاً به معنای ‘حاوی چرم’ باشد. اگر کیفیت و دوام برایتان مهم است، به دنبال full-grain یا top-grain باشید و از نوع دباغی بپرسید. چرم دباغیشده با روش گیاهی در برابر آب آسیبپذیرتر است، در حالی که چرم کرومی در این زمینه مقاومتر است.
برای نگهداری چرم، مقاله به روغنکاری منظم با روغنهایی مانند روغن نیتسفوت اشاره میکند که انعطاف را حفظ کرده و عمر محصول را بهطور قابلتوجهی افزایش میدهد. همچنین از خیساندن طولانی در آب، قرار دادن در برابر نور فرابنفش و رطوبت کمتر از ۴۰٪ باید پرهیز کرد؛ این شرایط میتوانند بهطور برگشتناپذیری به ساختار چرم آسیب بزنند.
بیشتر بخوانید: ولکانیزاسیون کفش: فناوری که زیره را دگرگون کرد، گیوهدوزی ایرانی: مهندسی پنهان یک کفش هزارساله
منابع
منبع و مجوز: این نوشته ترجمهی فارسیِ مقالهی «Leather» از ویکیپدیای انگلیسی (نسخهی ترجمهشده) است که نویسندگانِ ویکیپدیا آن را تحت مجوزِ Creative Commons Attribution-Share Alike 4.0 منتشر کردهاند. متنِ این نوشته، شاملِ ترجمه و بخشِ «تحلیل رزمد»، تحت همین مجوز منتشر میشود و با ذکرِ منبع قابلِ بازنشر است.
تغییرات نسبت به اصل: ترجمه به فارسی؛ حذفِ پانویسها، شمارهی ارجاعها، جعبههای اطلاعات و بخشهای پایانی (مانندِ «جستارهای وابسته»، «منابع» و «پیوند به بیرون»)؛ و افزودنِ بخشِ «تحلیل رزمد».
تصاویر: فقط تصاویرِ دارای مجوزِ آزاد از ویکیمدیا کامنز؛ نامِ پدیدآورنده و مجوزِ هر تصویر زیرِ همان تصویر آمده و مجوزِ هر تصویر فقط شاملِ همان تصویر است.
اگر مطالب ما برایتان مفید است، سایت را در گوگل بهعنوان «منبع ترجیحی» انتخاب کنید.
انتخاب بهعنوان منبع ترجیحی در گوگل