شستشوی لباس: روشها، مراحل و اصول نگهداری پارچه
ترجمه رزمد «Laundry»
لباسشویی (Laundry) به معنای شستن لباس و دیگر منسوجات، و بهطور گستردهتر، خشککردن و اتو کردن آنهاست. لباسشویی از زمانی که انسانها شروع به پوشیدن لباس کردند، بخشی از تاریخ بوده است؛ از این رو، شیوههایی که فرهنگهای مختلف برای پاسخ به این نیاز جهانی بشر به کار بردهاند، برای شاخههای متعددی از پژوهشهای علمی جالب توجه است.
لباسشویی بهطور سنتی کاری بسیار جنسیتی بوده است و در بیشتر فرهنگها این مسئولیت بر عهدهی زنان بوده است (که پیشتر به آنها لباسشو یا زنهای رختشوی گفته میشد). انقلاب صنعتی بهتدریج به راهحلهای مکانیزه برای لباسشویی انجامید، بهویژه ماشین لباسشویی و سپس خشککن دوار. لباسشویی، مانند آشپزی و نگهداری از کودک، هنوز هم هم در خانه و هم توسط مؤسسات تجاری خارج از خانه انجام میشود.
واژهی ‘لباسشویی’ ممکن است به خود لباسها اشاره داشته باشد، یا به مکانی که در آن شستشو صورت میگیرد. یک خانهی مسکونی ممکن است اتاق لباسشویی داشته باشد؛ اتاق تأسیسات شامل کارکرد شستن لباس میشود، اما به آن محدود نیست. یک آپارتمان یا خوابگاه دانشجویی ممکن است امکانات لباسشویی مشترک داشته باشد. یک واحد تجاری مستقل به لباسشویی سلفسرویس معروف است (در انگلیسی بریتانیایی launderette و در انگلیسی آمریکای شمالی laundromat نامیده میشود).
تاریخچه
آبراهها

«Laundry 1806» — تصویر: William Henry Pyne — مالکیتِ عمومی — ویکیمدیا کامنز
لباسشویی نخست در آبراهها انجام میشد و آب مواد ایجادکنندهی لکه و بو را با خود میبرد. لباسشویی هنوز هم به همین شکل در مناطق روستایی کشورهای فقیر انجام میشود.
تکان دادن لباس به از بین رفتن چرک کمک میکند، بنابراین لباسها را میمالیدند، میپیچاندند یا به سنگهای صاف میکوبیدند. یکی از نامهای این سطح، سنگ بیتلینگ (beetling-stone) است که با بیتلینگ (beetling)، تکنیکی در تولید کتان، ارتباط دارد؛ یکی از نامهای جایگزین چوبی آن، بلوک ضربه (battling-block) است. چرک با ابزار چوبیای به نام پارو شستشو، چوب ضربه، چماق، سوسک یا گرز از لباس خارج میشد. سطوح سایندهی چوبی یا سنگی که در نزدیکی منبع آب نصب میشدند، بهتدریج با تختههای سایندهی قابل حمل جایگزین شدند و سرانجام تختههای شستشوی موجدار ساخته شده از شیشه یا فلز بهصورت کارخانهای تولید شدند.
پس از تمیز شدن، لباسها آبگیری میشدند — یعنی پیچانده میشدند تا بیشتر آب آنها گرفته شود. سپس روی چوبها یا بند رخت آویخته میشدند تا در هوا خشک شوند، یا گاهی فقط روی چمن تمیز، بوتهها یا درختان پهن میشدند.
رختشویخانهها

«Brogi, Carlo (1850-1925) – n. 12182 – Sanremo – Popolane al lavatojo» — تصویر: Carlo Brogi — مالکیتِ عمومی — ویکیمدیا کامنز
پیش از پیدایش ماشین لباسشویی، لباسشویی اغلب در محیطی اشتراکی انجام میشد.
روستاهای سراسر اروپا که توانایی مالی داشتند، رختشویخانه میساختند که گاهی با نام فرانسوی لاووار (lavoir) شناخته میشد. آب از رودخانه یا چشمهای هدایت و به داخل ساختمانی وارد میشد که شاید فقط یک سقف بدون دیوار بود. این رختشویخانه معمولاً دو حوض داشت — یکی برای شستشو و دیگری برای آبکشی — که آب بهطور مداوم از آنها جاری بود، و همچنین لبهای سنگی بهسوی آب شیب داشت که لباسهای خیس را میشد به آن کوبید. این امکانات راحتتر و مناسبتر از شستشو در آبراه بودند. برخی لاووارها حوضهایی در ارتفاع کمر داشتند، هرچند برخی دیگر روی زمین بودند. لباسشوها تا حدی از باران محافظت میشدند و مسافت طیشده کمتر بود، زیرا این امکانات معمولاً در روستا یا در حاشیهی شهر در دسترس بودند. این امکانات عمومی و در اختیار همهی خانوادهها بودند و معمولاً کل روستا از آنها استفاده میکرد. بسیاری از این رختشویخانههای روستایی هنوز پابرجا هستند و سازههایی تاریخی به شمار میروند که کاربرد مشخص مدرنی ندارند.
کار لباسشویی به زنان اختصاص داشت که تمام لباسهای خانوادهشان را میشستند. رختشوها (لباسشوها) لباسهای دیگران را میپذیرفتند و بهازای هر تکه پول میگرفتند. از این رو، رختشویخانهها ایستگاهی اجباری در زندگی هفتگی بسیاری از زنان بودند و نوعی نهاد یا مکان ملاقات شدند. این فضا مخصوص زنان بود که میتوانستند در آن مسائل را مطرح کنند یا صرفاً با هم گپ بزنند (به مفهوم پمپ روستایی مراجعه کنید). در واقع، این سنت در اصطلاح کاتالونیایی ‘فر سافاریگ’ (fer safareig) (به معنای واقعی ‘لباس شستن’) که به معنای شایعهپراکنی است، بازتاب یافته است.
شهرهای اروپایی نیز رختشویخانههای عمومی داشتند. مقامات شهری میخواستند به جمعیت فقیرتر، که در غیر این صورت دسترسی به امکانات لباسشویی نداشتند، فرصت شستن لباسهایشان را بدهند. گاهی این امکانات با حمامهای عمومی ترکیب میشدند؛ برای نمونه به حمامها و رختشویخانهها در بریتانیا مراجعه کنید. هدف ترویج بهداشت و در نتیجه کاهش شیوع بیماریهای همهگیر بود.
گاهی دیگهای بزرگ فلزی (که ‘دیگ رختشویی’ نامیده میشدند، حتی وقتی از آن فلز ساخته نشده بودند) با آب تازه پر شده و روی آتش گرم میشدند، زیرا آب گرم یا جوشان در از بین بردن چرک مؤثرتر از آب سرد است. از یک پاساب (posser) میشد برای تکان دادن لباسها در لگن استفاده کرد. ابزار مرتبطی به نام عروسک رختشویی (washing dolly) ‘یک چوب یا چکش چوبی با خوشهای از پایهها یا میخهای متصل به آن’ است که پارچه را در آب حرکت میدهد.
ماشینهای لباسشویی و دیگر دستگاهها

«Mangle» — تصویر: Topsham Museum — مالکیتِ عمومی — ویکیمدیا کامنز
انقلاب صنعتی فناوری لباسشویی را کاملاً دگرگون کرد. کریستینا هاردیمنت (Christina Hardyment)، در تاریخچهی خود از نمایشگاه بزرگ ۱۸۵۱، استدلال میکند که توسعهی ماشینآلات خانگی بود که به آزادی زنان انجامید.
منگله (mangle) (یا ‘رینگر’ (wringer) در انگلیسی آمریکایی) در قرن نوزدهم توسعه یافت — دو غلتک بلند در یک قاب و یک دسته برای چرخاندن آنها. یک کارگر لباسشویی لباسهای خیس خیس را میگرفت و از میان منگله رد میکرد تا پارچه فشرده شده و آب اضافی آن خارج شود. منگله بسیار سریعتر از پیچاندن دستی بود. این دستگاه نوعی از منگلهی جعبهای بود که عمدتاً برای پرس و صاف کردن پارچه به کار میرفت.
در همین حال، مخترعانِ قرن نوزدهم فرآیندِ رختشویی را با ماشینهای لباسشویی دستیِ گوناگون، که جایگزینِ سایشِ خستهکنندهی دست بر روی تختهرختشوی شدند، مکانیزهتر کردند. بیشترِ این ماشینها با چرخاندنِ یک دسته، پارویی را درونِ یک تغار به حرکت درمیآوردند. سپس برخی ماشینهای اوایلِ قرن بیستم از یک همزنِ برقمحور استفاده کردند. بسیاری از این ماشینهای لباسشویی صرفاً یک تغار روی پایه بودند که یک مانگلِ (mangle) دستگردان بر روی آنها قرار داشت. بعدها مانگل نیز برقمحور شد و سپس با یک تغارِ دوتاییِ سوراخدار جایگزین شد که آبِ اضافی را در یک چرخهی آبگیری (spin cycle) میچرخاند و خارج میکرد.
خشککردنِ رخت نیز با خشککنهای لباس مکانیزه شد. خشککنها نیز تغارهای سوراخدارِ دوّارِ بودند، با این تفاوت که به جایِ آب، هوایِ گرم میدمیدند.
خشکشوییهای چینی در آمریکای شمالی
در اواخرِ قرن نوزدهم و اوایلِ قرن بیستم، مهاجرانِ چینی به ایالاتِ متحده و کانادا سهمِ بسزایی در میانِ کارگرانِ رختشویی داشتند. تبعیض، نداشتنِ مهارتِ زبانِ انگلیسی و نداشتنِ سرمایه، مهاجرانِ چینی را از بیشترِ مشاغلِ مطلوب دور نگه میداشت. حدودِ ۱۹۰۰، از هر چهار مردِ چینیتبار در آمریکا، یک نفر در خشکشویی کار میکرد و معمولاً روزی ۱۰ تا ۱۶ ساعت کار میکرد.
چینیهای شهرِ نیویورک در آغازِ رکودِ بزرگ، بهطورِ تخمینی ۳٬۵۵۰ خشکشویی را اداره میکردند. در ۱۹۳۳، شورایِ شهردارانِ شهر قانونی تصویب کرد که آشکارا با هدفِ بیرونراندنِ چینیها از این کسبوکار بود. این قانون از جمله مالکیتِ خشکشوییها را به شهروندانِ آمریکایی محدود میکرد. انجمنِ خیریهی متحدِ چینیان (Chinese Consolidated Benevolent Association) تلاش کرد بینتیجه با این قانون مقابله کند، که به تشکیلِ اتحادیهی آشکارا چپگرایِ خشکشوییدستیِ چینی (Chinese Hand Laundry Alliance / CHLA) انجامید؛ این اتحادیه با موفقیت با این بندِ قانون مقابله کرد و به کارگرانِ چینیِ خشکشویی امکان داد معیشتِ خود را حفظ کنند. اتحادیهی CHLA بهعنوانِ یک گروهِ حقوقِ مدنیِ عمومیتر به فعالیت ادامه داد؛ شمارِ اعضایش پس از آنکه در دورانِ رعبِ سرخِ دوم (۱۹۴۷–۱۹۵۷) هدفِ ادارهی تحقیقاتِ فدرال (FBI) قرار گرفت، بهشدت کاهش یافت.
آفریقای جنوبی
از ۱۸۵۰ تا ۱۹۱۰، مردانِ زولو وظیفهی شستنِ لباسِ اروپاییان، چه بوئرها و چه بریتانیاییها، را بر عهده گرفتند. «رختشویی یادآورِ پیشهی تخصصیِ دباغیِ پوست بود که مردانِ زولو بهعنوانِ اینیانگا (izinyanga) بدان میپرداختند، شغلی پُرمنزلت که دستمزدِ خوبی داشت.» آنها ساختاری صنفی، مشابهِ اتحادیه، پدید آوردند تا از شرایط و دستمزدشان حفاظت کنند و به «یکی از، بلکه شاید قدرتمندترین گروهِ کارگرانِ آفریقایی در ناتالِ قرن نوزدهم» تبدیل شدند.
هند
در هند، رختشویی بهطورِ سنتی توسطِ مردان انجام میشد. رختشوی را دوبیوالا (dhobiwallah) مینامیدند و دوبی (dhobi) نامِ گروهِ کاستیِ آنها شد.
به محلِ رختشویی معمولاً دوبیگات (dhobi ghat) میگویند؛ این نام به پیدایشِ نامهای مکانی که در آنها کار میکردند یا میکنند انجامیده است، از جمله ماهالاکشمی دوبیگات (Mahalaxmi Dhobi Ghat) در مومبای، دوبیگات (Dhoby Ghaut) در سنگاپور و دوبیگات (Dhobi Ghaut) در پِنانگِ مالزی.
فیلیپین
تا اوایلِ دههی ۱۹۸۰، که ماشینهای لباسشویی در کشور مقرونبهصرفهتر شدند، بخشِ بزرگی از کارِ رختشویی در فیلیپین بهصورتِ دستی انجام میشد و این نقش معمولاً به زنان سپرده میشد. به یک رختشوی حرفهای لابانِدِرا (labandera) میگفتند.
روم باستان
کارگرانی که در رومِ باستان پارچه را تمیز میکردند فولونِس (fullones) نامیده میشدند، مفردِ فولو (fullo) (مقایسه کنید با فولینگ (fulling)، فرآیندی در پشمبافی، و خاکِ فولر (Fuller’s earth) که برای پاککردن به کار میرفت). لباسها در تغارهای کوچکی که در طاقچههایِ محصور با دیوارهایِ کوتاه قرار داشتند و به اتاقکِ لهکردن یا فولینگ (treading or fulling stalls) معروف بودند، پردازش میشدند. تغار با آب و ترکیبی از موادِ شیمیاییِ قلیایی (که گاه ادرار هم در آن بود) پر میشد. فولو درونِ تغار میایستاد و پارچه را زیرِ پا له میکرد، روشی که در جاهایِ دیگر «پوستینگ» (posting) نامیده میشود. هدفِ این پردازش آن بود که موادِ شیمیایی با پارچه در تماس قرار گیرند تا اثرِ خود، یعنی حلِ گریسها و چربیها، را بگذارند. این اتاقکها بهقدری مشخصهی این کارگاهها هستند که برای شناساییِ فولونیکائه (fullonicae) در بقایایِ باستانشناختی به کار میروند.
فرآیندهای رختشویی
فرآیندهای رختشویی شامل شستن (معمولاً با آبِ حاویِ مواد پاککننده یا سایرِ موادِ شیمیایی)، همزدن، آبکشی، خشککردن، اتو کشیدن و تا کردن میشوند. شستن گاهی در دمایی بالاتر از دمایِ اتاق انجام میشود تا فعالیتِ موادِ شیمیاییِ مورد استفاده و حلالیتِ لکهها افزایش یابد، و دماهایِ بالا میکروارگانیسمهایی را که ممکن است روی پارچه وجود داشته باشند میکشد. با این حال توصیه میشود پنبه را برای جلوگیری از جمعشدن در دمایِ پایینتر بشویند. بسیاری از خدماتِ حرفهایِ رختشویی در بازار وجود دارند که خدمات را در محدودههای قیمتیِ مختلف ارائه میدهند.
همزدن به پاکشدنِ آلودگیهایی که معمولاً توسطِ سورفکتانتها از میانِ تارهای پارچه جابهجا میشوند کمک میکند؛ با این حال، به دلیلِ کوچکیِ منافذِ تارها، «هستهی راکدِ» خودِ تارها عملاً هیچ جریانی را تجربه نمیکنند. با این وجود، تارها در فرآیندِ آبکشی از طریقِ دیفوزیوفورِز (diffusiophoresis) که آلودگی را به آبِ تمیز منتقل میکند، بهسرعت پاک میشوند.
موادِ شیمیایی
موادِ شیمیاییِ مختلفی ممکن است برای افزایشِ قدرتِ حلاّلیِ آب به کار روند، مانندِ ترکیباتِ موجود در ریشهی صابونی (soaproot) یا ریشهی یوکا (yucca-root) که قبایلِ بومیِ آمریکایی استفاده میکردند، یا آبِ خاکسترِ (ash lye) (معمولاً سدیم هیدروکسید یا پتاسیم هیدروکسید) که روزگاری برای خیساندنِ رخت در اروپا بهطورِ گستردهای رایج بود. صابون، ترکیبی از آبِ خاکستر و چربی، یک کمکشویندهی قدیمی و متداولِ رختشویی است. ماشینهای لباسشوییِ مدرن معمولاً به جایِ صابونِ سنتی از پودرِ لباسشویی یا مایعِ لباسشوییِ مصنوعی استفاده میکنند.
شستشوی معمولی یا خشکشویی
خشکشویی (Dry cleaning) به هر فرآیندی گفته میشود که از یک حلالِ شیمیایی بهجز آب استفاده میکند. حلالِ مورد استفاده معمولاً تتراکلرواتیلن (پرکلرواتیلن) است که در صنعت «پِرک» (perc) نامیده میشود. از آن برای تمیز کردنِ پارچههای ظریفی استفاده میشود که تابِ زبری و تلاطمِ ماشینِ لباسشویی و خشککن را ندارند؛ همچنین میتواند جایگزینِ شستشوی دستیِ پُرزحمت شود.
اتاقهای رختشوییِ مشترک
در برخی نقاطِ جهان، از جمله آمریکایِ شمالی، آپارتمانها و خوابگاهها اغلب اتاقهایِ رختشویی دارند که ساکنان ماشینهای لباسشویی و خشککن را به اشتراک میگذارند. معمولاً ماشینها طوری تنظیم شدهاند که فقط با انداختنِ سکه در شکافِ سکهانداز کار کنند.
در دیگر نقاط جهان، از جمله اروپا، ساختمانهای آپارتمانی دارای اتاق لباسشویی نادرند و هر آپارتمان ممکن است ماشین لباسشویی مخصوص به خود داشته باشد. کسانی که در خانه ماشین ندارند یا به اتاق لباسشویی دسترسی ندارند، باید یا لباسهایشان را با دست بشویند یا به یک خشکشویی سلفسرویس تجاری (لاندرومات، لاندرت) یا یک مغازهی لباسشویی مراجعه کنند.
خشک کردن لباس
خشککن لباس (خشککن دوّار، ماشین خشککن یا بهسادگی خشککن) یک لوازم خانگی برقی است که برای خارج کردن رطوبت از لباسها، ملحفهها و دیگر پارچههای بارگذاریشده، معمولاً پس از شستن آنها در ماشین لباسشویی، به کار میرود. در ایالات متحده و کانادا، بیش از ۸۰٪ از همهی خانهها خشککن لباس دارند.
خشککن لباس دستی در ۱۸۰۰ توسط م. پوشون (M. Pochon) اهل فرانسه اختراع شد. هنری دبلیو. آلتورفر (Henry W. Altorfer) خشککن لباس برقی را در ۱۹۳۷ اختراع کرد و برای آن ثبت اختراع گرفت. جی. راس مور (J. Ross Moore)، مخترعی از داکوتای شمالی، خشککنهای لباس اتوماتیک را طراحی کرد و طرح خشککن برقی خود را در ۱۹۳۸ منتشر ساخت. طراح صنعتی بروکس استیونس (Brooks Stevens) در اوایل دههی ۱۹۴۰ خشککن برقیای با پنجرهی شیشهای طراحی کرد.
گاهی خشککنها به شکل دستگاههای ترکیبی واشر-درایر با ماشین لباسشویی یکپارچه میشوند؛ این دستگاهها اساساً یک ماشین لباسشویی درِ جلو با خشککن داخلی هستند، یا (در آمریکا) به شکل یک مرکز لباسشویی که خشککن را روی ماشین لباسشویی سوار میکند و کنترلهای هر دو دستگاه را در یک پانل کنترل واحد ادغام مینماید. اغلب ظرفیت عملکردهای واشر و درایر متفاوت است و خشککن معمولاً ظرفیت کمتری نسبت به ماشین لباسشویی دارد. خشککنهای لباس میتوانند از بالا نیز بارگذاری شوند، که در آن استوانه از بالای دستگاه بارگذاری میشود و تکیهگاههای انتهای استوانه در سمت چپ و راست قرار دارند، نه در جلو و عقب دستگاه که حالت سنتیتر است. این دستگاهها میتوانند تا ۴۰ سانتیمتر (۱۶ اینچ) عرض داشته باشند و شامل قفسههای ثابتِ قابل جداشدن برای خشک کردن اشیایی مانند عروسکهای پولیشی و کفش باشند.
خشک کردن در دمای حداقل ۶۰ درجه سانتیگراد (۱۴۰ درجه فارنهایت) به مدت سی دقیقه بسیاری از انگلها، از جمله کنههای گرد و خاک خانگی، ساسهای تختخواب، و کنههای جرب و تخمهایشان را میکشد؛ کمی بیش از ده دقیقه کنهها را از بین میبرد. شستن ساده کنههای گرد و خاک را میکشد، و قرار گرفتن در معرض نور مستقیم خورشید به مدت سه ساعت تخمهایشان را نابود میکند.
جنبش حق خشک کردن
برخی جوامع آمریکایی ساکنانشان را از خشک کردن لباس در فضای باز منع میکنند و شهروندانی که در اعتراض به این ممنوعیت هستند جنبش «حق خشک کردن» را پدید آوردهاند. بسیاری از انجمنهای مالکان خانه و دیگر جوامع در ایالات متحده ساکنان را از استفاده از بند لباس در فضای باز منع میکنند، یا چنین استفادهای را به مکانهایی که از خیابان دیده نمیشوند یا به ساعات معینی از روز محدود میسازند. اما برخی جوامع دیگر بهصراحت قوانینی را که مانع استفاده از بند لباس میشوند، ممنوع میکنند. برخی سازمانها علیه قوانینی که خشک کردن لباس روی بند در فضاهای عمومی را غیرقانونی اعلام کردهاند کارزار راه انداختهاند، بهویژه با توجه به افزایش انتشار گازهای گلخانهای ناشی از برخی روشهای تولید برق که برای تأمین انرژی خشککنهای برقی لازم است، زیرا خشککنها میتوانند سهم قابلتوجهی از مجموع مصرف انرژی خانه را تشکیل دهند.
فلوریدا («ایالت آفتاب») تنها ایالتی است که بهصراحت حق خشک کردن را تضمین کرده است، هرچند یوتا و هاوایی نیز قوانینی دربارهی حقوق انرژی خورشیدی تصویب کردهاند. یک قانون فلوریدا بهصراحت بیان میکند: «هیچ محدودیت سند، پیمان یا توافقنامهی الزامآور مشابهی که با زمین همراه باشد نباید نصب کلکتورهای خورشیدی، بندهای لباس یا دیگر دستگاههای انرژی مبتنی بر منابع تجدیدپذیر را بر ساختمانهای احداثشده بر روی قطعات یا پارسلهای تحت پوشش محدودیتهای سند، پیمان یا توافقنامههای الزامآور ممنوع کند یا بهگونهای عمل کند که تأثیر ممنوعکنندگی داشته باشد.» هیچ ایالت دیگری چنین قانون صریحی ندارد. ورمونت در ۱۹۹۹ لایحهی «حق خشک کردن» را بررسی کرد، اما در کمیتهی منابع طبیعی و انرژی سنا رأی نیاورد. این عبارت در یک لایحهی داوطلبانهی صرفهجویی در انرژی ۲۰۰۷ که توسط سناتور دیک مککورمک (Dick McCormack) معرفی شد، گنجانده شده است. قانونی که امکان استفاده از بند لباس را برای هزاران خانوادهی آمریکایی در جوامعی که قبلاً ممنوع بود فراهم میکند، در ۲۰۰۸ در کلرادو تصویب شد. در ۲۰۰۹، قانونگذاری دربارهی بند لباس در ایالتهای کانتیکت، هاوایی، مریلند، مِین، نیوهمپشایر، نبراسکا، اورگان، ویرجینیا و ورمونت مورد بحث قرار گرفت.
اقدامات مشابهی در کانادا نیز مطرح شده است – بهویژه در استان انتاریو.
مشکلات رایج
کاربران تازهکار ماشینهای لباسشویی مدرن گاهی با آب رفتگی تصادفی لباسها مواجه میشوند، بهخصوص هنگام استفاده از حرارت. در مورد لباسهای پشمی، این پدیده به دلیل فلسهای روی الیاف است که حرارت و تکانخوردن باعث چسبیدن آنها به هم میشود. سایر پارچهها (مانند پنبه) الیافشان در طول تولید توسط نیروی مکانیکی کشیده میشود و با گرما ممکن است اندکی جمع شوند (هرچند به میزان کمتر از پشم). برخی لباسها «پیشجمعشده» هستند تا از این مشکل جلوگیری شود.
مشکل رایج دیگر خوندادن رنگ از اقلام رنگشده به لباسهای سفید یا روشن است. بسیاری از راهنماهای لباسشویی پیشنهاد میکنند سفیدها را جداگانه از اقلام رنگی بشویید. گاهی فقط رنگهای مشابه با هم شسته میشوند تا از این مشکل جلوگیری شود، که با آب سرد و شستنهای مکرر کاهش مییابد. گاهی این ترکیب رنگها بهعنوان یک ویژگی مثبت دیده میشود، همانطور که در مورد پارچهی مادراس (madras) چنین است.
نمادهای لباسشویی روی بسیاری از لباسها درج میشوند تا به مصرفکنندگان در پرهیز از این مشکلات کمک کنند.
الیاف مصنوعی موجود در لباسشویی میتوانند به آلودگی میکروپلاستیکی نیز کمک کنند.
ریشهشناسی
واژهی laundry از انگلیسی میانه lavendrye، laundry، از فرانسهی کهن lavanderie، از lavandier گرفته شده است.
در فرهنگ
- در اودیسهی هومر (Homer’s Odyssey)، شاهزاده خانم ناوسیکا (Nausicaa) و ندیمههایش در حال شستن لباس کنار ساحل هستند که اولیس (Ulysses) کشتیشکسته را میبینند و نجاتش میدهند.
- داستان کوتاه ۱۹۷۲ «مَنگلر» (The Mangler) اثر استیون کینگ (Stephen King) و اقتباس سینمایی ۱۹۹۵ آن به کارگردانی توب هوپر (Tobe Hooper) در خشکشویی روبان آبی (Blue Ribbon Laundry) میگذرد، جایی که یک مَنگلرِ تسخیرشده توسط دیو وحشت میآفریند.
تحلیل رزمد: آنچه پشتِ هر بار شستن لباس پنهان است
شستشوی لباس از آغاز تمدن بخشی جداییناپذیر از زندگی بشر بوده است. از روشهای تاریخی شستشوی دستی تا ماشینهای برقی و خشکشویی با حلالهای شیمیایی، هر دورهای روش خود را داشته و هر روش، تأثیر متفاوتی بر پارچه گذاشته است. این مقاله نشان میدهد که شستشو صرفاً یک عمل روزمره نیست، بلکه فرایندی چندمرحلهای است که اگر درست انجام نشود، میتواند آسیب جدی به لباس بزند.
فرایند کامل شستشو شامل شستن، تکاندادن، آبکشی، خشککردن، اتو و تا کردن است. دما در این میان نقشی محوری دارد: دمای بالا چرک و میکروارگانیسمها را از بین میبرد، اما پنبه را جمع میکند؛ دمای پایین رنگرفتگی را کاهش میدهد اما ممکن است آلودگیهای زیستی را باقی بگذارد. برچسبهای مراقبت روی لباس دقیقاً برای هدایت این انتخابها طراحی شدهاند.
مشکلات رایجی مثل جمعشدن پارچه، رنگرفتگی و آلودگی میکروپلاستیکی از همین فرایند ناشی میشوند. درک ساختار الیاف، ماهیت مواد شوینده و شرایط دمایی مناسب، پایهی نگهداری درست از لباس است.
نکتههای کلیدی
- دمای خشککردن حداقل ۶۰ درجه سانتیگراد به مدت سی دقیقه بسیاری از انگلها از جمله کنههای گردوغبار، ساس تختخواب و کنههای گَر و تخم آنها را میکشد.
- جمعشدن پشم در شستشو به دلیل فلسهای روی الیاف است که گرما و تکاندادن آنها را به هم میچسباند؛ پارچههای پنبهای هم در دمای بالا جمع میشوند، هرچند کمتر از پشم.
- رنگرفتگی با آب سرد و شستشوهای مکرر کاهش مییابد؛ جدا کردن لباسهای سفید از رنگی توصیهی استاندارد است.
- خشکشویی از حلال شیمیایی تتراکلرواتیلن (پِرک) استفاده میکند و برای پارچههای ظریفی مناسب است که تاب ماشین لباسشویی را ندارند.
- الیاف مصنوعی در حین شستشو میتوانند آلودگی میکروپلاستیکی ایجاد کنند.
- مانگل (غلتک فشارنده) در قرن نوزدهم برای آبگیری سریعتر از پارچه ابداع شد.
- برچسبهای مراقبت روی لباس ابزار اصلی پیشگیری از آسیب در شستشو هستند.
این دانستهها چه کاری برای کمدت میکنند؟
دانستن اینکه پشم با گرما و تکانخوردن جمع میشود، یا اینکه پنبه در دمای بالا کوچک میشود، مستقیماً به تصمیمگیری دربارهی دمای شستشو کمک میکند. رعایت دمای مناسب برای هر نوع پارچه سادهترین و مؤثرترین کاری است که میتوان برای طولانی کردن عمر لباس انجام داد. برچسب مراقبت روی لباس را نه یک توصیه، بلکه یک راهنمای فنی بدانید.
جدا کردن لباسهای سفید از رنگی، استفاده از آب سرد برای کاهش رنگرفتگی و توجه به نوع الیاف پیش از انتخاب برنامهی ماشین، سه اقدام عملی است که مستقیماً از مکانیزمهای توضیحدادهشده در این مقاله برمیآید. اینها نه هزینهای دارند و نه ابزار خاصی میخواهند؛ فقط به آگاهی نیاز دارند.
بیشتر بخوانید: فرسودگی پارچه لباس: علم پنهانی که لباست را میکشد، نگهداری از لباس با ماشین لباسشویی: دشمن یا دوست؟
منابع
منبع و مجوز: این نوشته ترجمهی فارسیِ مقالهی «Laundry» از ویکیپدیای انگلیسی (نسخهی ترجمهشده) است که نویسندگانِ ویکیپدیا آن را تحت مجوزِ Creative Commons Attribution-Share Alike 4.0 منتشر کردهاند. متنِ این نوشته، شاملِ ترجمه و بخشِ «تحلیل رزمد»، تحت همین مجوز منتشر میشود و با ذکرِ منبع قابلِ بازنشر است.
تغییرات نسبت به اصل: ترجمه به فارسی؛ حذفِ پانویسها، شمارهی ارجاعها، جعبههای اطلاعات و بخشهای پایانی (مانندِ «جستارهای وابسته»، «منابع» و «پیوند به بیرون»)؛ و افزودنِ بخشِ «تحلیل رزمد».
تصاویر: فقط تصاویرِ دارای مجوزِ آزاد از ویکیمدیا کامنز؛ نامِ پدیدآورنده و مجوزِ هر تصویر زیرِ همان تصویر آمده و مجوزِ هر تصویر فقط شاملِ همان تصویر است.
اگر مطالب ما برایتان مفید است، سایت را در گوگل بهعنوان «منبع ترجیحی» انتخاب کنید.
انتخاب بهعنوان منبع ترجیحی در گوگل

تایید شده توسط دیجیکالا